Sunday, August 27, 2006
مادر بزرگم معتقد بود : کلماتی که به زبان می آوریم و افکاری که در ذهنم داریم بسیار قدرتمند ند ... آن ها می توانند مثل قطره های باران که سخت ترین صخره ها را سوراخ می کنند , بر سنگ ذهن آدم ها اثر بگذارند...او به من آموخت که به جای شکوه از زندگی , بذر شادی و امید در باغچه ی زندگی بکارم و بعد محصول پیروزی درو کنم... آموخت هر روزم را با جمله ای زیبا آغاز کنم ... حتی اگر بر عکس آن حس در زندگیم جریان داشت ... و چند جمله ی زیبا و تاثیر گذار را به من آموخت مثل : خدا بزرگ است ... نزد خداوند همه چیز ممکن است... از سر راه خدا برو کنار و همه چیز را به دست های بر تر او واگذار کن و و ... با همه ی اینکه خیلی دوستش داشتم و حرف هایش در من نفوذ کرده و گویی بر جانم حک می شد اما , در ابتدا در نهایت بی اعتقادی شروع کردم به انجام هر چه او گفته بود ... هرروز یک جمله را مد نظر قرار می دادم... تا وقتی که دیدم در ذهنم دیگر جایی برای افکار منفی نیست... زیرا همه ی ذهنم پر است از مثبت ها... کم کم آثارمثبت این شیوه ی جدید از اندیشیدن را , در زندگی روزمره ام هم می توانستم ببینم ... به کمک جمله های مثبت همه ی رنج هایم را به شیوه ای مثبت تصعید کردم... صد ها شعر و غزل و صد ها تابلو ی نقاشی وچند فیلم نامه و فیلم و همه ی آنچه که از عشق سر چشمه می گرفت بر سر راهم قرار گرفت... به تازگی باز حس می کردم در زمینه هایی از زندگی دچار ضعف و بالطبع دچار افکار منفی هستم ... و می دانستم باید با جمله هایم به جنگ افکار منفی بروم... یک روز نا گهان در ذهنم جرقه ای زده شد... این که با تلفیق نقاشی ها و جمله ها , کارت های زیبایی درست کنم که هم در طول کار ذهن خودم را دگرگون کند و هم به دیگر دوستان تقدیم کنم... و بی درنگ اغاز کردم... اکنون مراحل کار به پایان رسیده و کارت ها به مرحله ی چاپ رسیده اند... قصد دارم آن ها را با حد اقل سود بفروش برسانم و آن بخش ضعیف شده ی زندگیم را تقویت کنم... البته تا آماده شدن کارت ها می توانم سی دی این کارت ها را عرضه کنم... البته این روز ها برای تامین بخشی از هزینه و مخارج چاپ به دنبال اسپانسر هستم... و می دانم که بزودی از طریق معجزاتی که جمله ها برایم می افرینند ، او را خواهم یافت...
Saturday, August 26, 2006
Tuesday, August 22, 2006





فکر های منفی مثل ابر های سیاه در اسمان ذهن ما موقتی هستند
آن ها گاهی بی آنکه بخواهیم می آیند و دل ما از حضورشان اندوه گین و گاهی نیز خشمگین می شود
اما با کمی دقت خواهیم دید هر اندوهی ما را به فراگیری درسی بزرگ از دوران اندوه می خوانند
ما به جای محزون شدن می توانیم درس های بزرگی بیاموزیم و به روشن بینی برسیم
حضور افکار منفی به این معنی نیست که آسمان ذهنمان اصولا دیگر تیره و سیاه است
بلکه فقط برای مدتی کوتاه ابرها آسمان ابی رنگ ذهنمان را تیره می کنند
اما ما باید به آبی بودن آن ایمان داشته باشیم
حتی اگر مثل ابر ها می باریم
آسمانی ابی صبح فردای شبی بارانی
من ذهنم را مدیریت می کنم
نباید اجازه داد علف های هرز افکار منفی باغچه ی ذهن را فرا بگیرند
و مانع از رشد گل ها و گیاهان باطراوت شود
با کارت های زیبای جملات تاکیدی ذهنم را مدیریت می کنم
شما هم می توانید در بسته های هقت تایی و سی تایی و پنجاه و دو تایی ذهن خود را مدیدیت کنید
ایمیل تماس برای دریافت کارت های معجزه گر:


















